توهین به آنچه مرگ میآفریند حق ماست | 2010-09-01 17:52:55
می گویند به اسلام توهین نکنید. این بیعدالتی و عقبماندگی ازاسلام نیست که از جهالت است. آخر کسی نیست بپرسد: آخر جهالت چیست؟ نهاینکه عین دینداری جهالت است. اعتقاد به آنچه مربوط به آسمان است و مداخله در آن حرام، عین جهالت است. تا کی خودمان را سانسور کنیم که عدهای جاهل نکند که به تریش قبایشان بربخورد. بابا دارند دانهدانه بچههایمان را بهدلایل خندهآور همجنسگرایی و بیخدایی و ترکدین ورو آوردن به دیندیگر و حتی بهدلیل عاشق غیراز خودیشدن به دارمیکشند، سنگسار میکنند. زنی که بزور در 14 سالگی به عقد پیرمردی درش آوردهاند، دین می گوید که نباید در زندگیش عاشق بشود. نباید طعم مهر و عشقبازی را بچشد. نباید زندگی کند. آخر این چه دین صلحطلبی است می خواهم بپرسم. اگر هست، این قوانین از کجا آمده است؟
ای وای...
امروز جایی خواندم پسرک بی گناه 18 سالهای را به جرم عشق به دارمیکشند. ای شرم براین دینتان. ای مرگ بر این آیینتان. من نه تنها توهین بلکه لعن میفرستم به هرآنچه مرگ میآورد. مرگ بردینوآیینی که مرگ میآفریند.
0 پیام
"به درگاه الهی حاج اقا ." | 2010-08-26 01:21:55
مشت دیگری به گردنش خورد. صدای نالهی فرشته را شنید .
شلاق فریاد کشید:
"مادرجنده لخت دمپنجره ایستاده بودی که چه ؟"
پیرمرد ناله بیرمق خودش را شنید:
"به خدا لختم کردند."
عمامه پرسید :
"کیا ؟"
"نمیدونم حاجی نمیدونم من ...من وقتی ...پیرهن تنم بود ."
یادش امد که خودکشی حرام است باید وانمود کند که به مرگ طبیعی مرده اگرمیفهمیدند کارش
زار بود .عمامه پرسید :
:کیا لختت کردن ؟ اسم ببر."
پیرمرد نالید :
"وقتی می خوای بری لختت می کنن"
شلاق دوباره به جانش افتاد.:
"کجا می خواستی بری که لختت کردن مادرسگ"
"به درگاه الهی حاج اقا ."
از رمان فرشتهی روی زمین( منیرو روانی پور)
0 پیام
فرشتهی روی زمین | 2010-08-19 08:43:34
لینک رمان فرشتهی رویزمین منیرو روانیپور درمهمانخانه بهتدریج گذاشته میشود.
0 پیام
نویسندهی جادویی من | 2010-08-12 08:36:19
اینروزها که لاسوگاس بودم منیرو روانی پور نویسندهای که مرا جادو میکند با همسر عزیزش بابک مهربان و غلام رضای عزیز تختی را دوسه باری دیدم. روزهای خوشی بود با این عزیزان نشستن و گپ از بدعهدی ایام زدن.
سرآخر دلاری نباخته بازگشتیم به سانفرانسیسکو. جواب بچهها را چه بدهم که خواهند پرسید: رفتی لاسوگاس قمار نکردی؟؟؟
خوب کاش دست کم ده دلار بازی کرده بودم. سفر پرباری بود اما. کولهام سنگین بازگشتم.
خوب پزش را هم که دادیم یک وقت لال و منیرو ندیده از دنیا نرویم. البته من منیرو را قبلا هم دیده بودم، ولی اینجا در غربت لطفی دارد که نگو...
1 پیام
خیال تو | 2010-08-07 17:07:24
خیال تو مرا ربوده است
دیگر نیستم
وسایه ای بیش
از من بجا نمانده است
خیال تو
وسایهی من
چه تصویر دل انگیزی
نوری
0 پیام
می گویند به اسلام توهین نکنید. این بیعدالتی و عقبماندگی ازاسلام نیست که از جهالت است. آخر کسی نیست بپرسد: آخر جهالت چیست؟ نهاینکه عین دینداری جهالت است. اعتقاد به آنچه مربوط به آسمان است و مداخله در آن حرام، عین جهالت است. تا کی خودمان را سانسور کنیم که عدهای جاهل نکند که به تریش قبایشان بربخورد. بابا دارند دانهدانه بچههایمان را بهدلایل خندهآور همجنسگرایی و بیخدایی و ترکدین ورو آوردن به دیندیگر و حتی بهدلیل عاشق غیراز خودیشدن به دارمیکشند، سنگسار میکنند. زنی که بزور در 14 سالگی به عقد پیرمردی درش آوردهاند، دین می گوید که نباید در زندگیش عاشق بشود. نباید طعم مهر و عشقبازی را بچشد. نباید زندگی کند. آخر این چه دین صلحطلبی است می خواهم بپرسم. اگر هست، این قوانین از کجا آمده است؟
ای وای...
امروز جایی خواندم پسرک بی گناه 18 سالهای را به جرم عشق به دارمیکشند. ای شرم براین دینتان. ای مرگ بر این آیینتان. من نه تنها توهین بلکه لعن میفرستم به هرآنچه مرگ میآورد. مرگ بردینوآیینی که مرگ میآفریند.
0 پیام
"به درگاه الهی حاج اقا ." | 2010-08-26 01:21:55
مشت دیگری به گردنش خورد. صدای نالهی فرشته را شنید .
شلاق فریاد کشید:
"مادرجنده لخت دمپنجره ایستاده بودی که چه ؟"
پیرمرد ناله بیرمق خودش را شنید:
"به خدا لختم کردند."
عمامه پرسید :
"کیا ؟"
"نمیدونم حاجی نمیدونم من ...من وقتی ...پیرهن تنم بود ."
یادش امد که خودکشی حرام است باید وانمود کند که به مرگ طبیعی مرده اگرمیفهمیدند کارش
زار بود .عمامه پرسید :
:کیا لختت کردن ؟ اسم ببر."
پیرمرد نالید :
"وقتی می خوای بری لختت می کنن"
شلاق دوباره به جانش افتاد.:
"کجا می خواستی بری که لختت کردن مادرسگ"
"به درگاه الهی حاج اقا ."
از رمان فرشتهی روی زمین( منیرو روانی پور)
0 پیام
فرشتهی روی زمین | 2010-08-19 08:43:34
لینک رمان فرشتهی رویزمین منیرو روانیپور درمهمانخانه بهتدریج گذاشته میشود.
0 پیام
نویسندهی جادویی من | 2010-08-12 08:36:19
اینروزها که لاسوگاس بودم منیرو روانی پور نویسندهای که مرا جادو میکند با همسر عزیزش بابک مهربان و غلام رضای عزیز تختی را دوسه باری دیدم. روزهای خوشی بود با این عزیزان نشستن و گپ از بدعهدی ایام زدن.
سرآخر دلاری نباخته بازگشتیم به سانفرانسیسکو. جواب بچهها را چه بدهم که خواهند پرسید: رفتی لاسوگاس قمار نکردی؟؟؟
خوب کاش دست کم ده دلار بازی کرده بودم. سفر پرباری بود اما. کولهام سنگین بازگشتم.
خوب پزش را هم که دادیم یک وقت لال و منیرو ندیده از دنیا نرویم. البته من منیرو را قبلا هم دیده بودم، ولی اینجا در غربت لطفی دارد که نگو...
1 پیام
خیال تو | 2010-08-07 17:07:24
خیال تو مرا ربوده است
دیگر نیستم
وسایه ای بیش
از من بجا نمانده است
خیال تو
وسایهی من
چه تصویر دل انگیزی
نوری
0 پیام
